گلستان؛ سرزمین آبشارها و تالاب های بین المللی

موقعیت جغرافیایی و اقلیم استان گلستان باعث شده این سرزمین از جاذبه های طبیعی فراوان برخوردار باشد که مهمترین آن ها آبشارهای دیدینی و بی نظیر دنیا و همچنین تالاب های بین المللی و گِل فشان هاست.

استان گلستان در شمال ایران با داشتن جذابیت های مختلف طبیعی و از جمله آبشارها و چشمه سارهای فراوان به سرزمین آبشاران نیز معروف است. این استان با دارا بودن جاذبه های طبیعی و تفریحی مانند آبشارها، تالاب ها و گل فشان ها  به عنوان نگین گردشگری منطقه، مقصد مناسبی برای گردشگران ایرانی و خارجی به شمار می رود.

گلستان؛ سرزمین آبشارهای بی نظیر و تالاب های بین المللی

در استان گلستان شیب تند رشته کوه های البرز که خود سرچشمه رودهای فراوانی است، آبشارهای کوچک و بزرگ بسیاری به وجود آورده که‌ از نواحی مختلف سرازیر است و جلوه‌های زییایی را ایجاد کرده است.

در حال حاضر بیش از 60 آبشار کوچک و بزرگ در استان گلستان شناسایی شده است. از جمله آبشارهای زیبای این سرزمین می‌توان به آبشار شیرآباد، لوه، کبودوال، گلستان، باران کوه، زیارت ، دوآب و شادان (هفت طبقه) اشاره کرد که در جای جای این استان پراکنده شده است.

 

 

آبشار لُوه:در فاصله 14 کیلومتری غرب پارک ملی گلستان و در جنوب روستای لوه در شهر گالیکش قرار دارد و مجموعه آبشارهایی به همین نام نیز در اطراف آن است.

 

 

از تقاطع راه اصلی تا این آبشارها نزدیک به 5 کیلومتر فاصله است. مجموعه آبشارهای لوه از چندین آبشار کوچک و بزرگ به‌صورت پلکانی تشکیل شده که هر کدام آن‌ها، حوضچه‌هایی را تشکیل داده‌اند. ارتفاع یکی از آبشارها به 15 متر می‌رسد. همجواری این آبشار با پارک ملی گلستان و شاهراه تهران- مشهد، در کنار طبیعت زیبا و هوای لطیف آن، ارزش جهانگردی ویژه‌ای به آن بخشیده است.

آبشارکبودوال:این آبشار در 4 کیلومتری جنوب شهرستان علی‌آباد کتول و در عمق دره‌ای از جنگل‌های انبوه قرار دارد. آب این آبشار که از چشمه‌های جنوبی ارتفاعات تشکیل شده است، زلال و شفاف و قابل آشامیدن است.

 

این آبشار یکی از مهم‌ترین تفرجگاه‌ها استان محسوب می‌شود و از تنوع گونه‌های گیاهی و چشمه‌های فراوان برخوردار است. این آبشار در فصول بهار و تابستان محل تفریح انبوه زیادی از مردم منطقه و گردشگران و طبیعت‌دوستان می‌باشد.

آبشارگلستان:آبشار گلستان در بالادست گردشگاه آبشار در پارک ملی گلستان واقع شده است. ارتفاع آبشار حدود 19.5 متر و دارای آب همیشگی است.

آبشارزیارت:این آبشار در 18 كیلومتری شهر گرگان و در 5 كیلومتری جنوب روستای زیارت واقع شده است. آبشار زیارت در مسیر یكی از شعبات فرعی رودخانه خاصه رود قرار دارد.

این رود از ارتفاع حدود 16 متری به داخل حوضچه‌ای می‌ریزد. این آبشار در فصول بهار و تابستان محل بازدید و گردش مردم منطقه و سایر نقاط كشور است. راه دسترسی به این آبشار از داخل روستای زیارت به سمت جنوب است و تا 100 متری آبشار راه ماشین رو نیز ایجاد شده است.

آبشاررنگو:آبشار رنگو در 6 كیلومتری جنوب غربی شهرستان گرگان واقع شده است. این آبشار كه بستری نیم دایره‌ای شكل دارد، شامل یک محل ریزش اصلی و چند محل ریزش فرعی است و حدود 7 متر ارتفاع دارد.

 

جنگل رنگو دارای گرمابه قدیمی، امامزاده ابراهیم است و از لحاظ طبیعی دارای طبیعت زیبا اطراف آبشار و دره های مسیر رودخانه های منطقه است. همچنین حدود 5 ساعت پیاده روی در امتداد دره و رود خانه آبشار رنگو خودنمایی می كند. این منطقه از مسیر پارك جنگلی و روستای توشن در 5 كیلومتری جنوب گرگان قابل دسترسی است.

آبشارهایشیرآباد:مجموعه غار و آبشارهای شیرآباد به‌عنوان یک اثر طبیعی ملی به سازمان حفاظت محیط زیست معرفی شده است. غار و آبشار‌های شیرآباد در شهرستان رامیان و در نزدیکی شهر خان‌ببین واقع شده‌اند.

از خان‌ببین به روستای شیرآباد حدود 5 کیلومتر به سمت جنوب راه می‌باشد. بعد از روستای شیرآباد و گذشت 3 کیلومتر از جاده آسفالته، راه مالرویی وجود دارد که به سمت آبشارها پیش می‌رود. آبشار اول 25 متر ارتفاع و 81 متر عمق و آبشار دوم آن 12 متر ارتفاع و 80 متر عمق دارد و به عنوان و عروس آبشارهای منطقه نیز شناخته می‌شود. آبشار‌های شیرآباد همه ساله تعداد بی‌شماری از مسافران و علاقه‌مندان طبیعت را به سوی خود جذب می‌کنند.

گلفشانها،جاذبههایفراموششدهگردشگریگلستان

سه گل فشان در گلستان وجود دارد. گلفشان «قارنیارق» در شرق گمیشان، «نفتلیجه» در شمال شرق گمیشان و «اینچه» در کنار تالاب اینچه برون گلفشانهای معروف استان گلستان هستند و همگی با خروج گاز، آب حاوی کلرید سدیم و موادنفتی آروماتیکی فعال هستند.

گل فشان قارنیارق معروف به قارنیارق در 18 کیلومتری شمال غرب شهرستان آق قلا و درحاشیه شرقی روستای سقرتپه واقع شده و از مهم ترین گل فشان های استان است. قارنیاریق تپه در زبان تركمنى به معناى تپه شكم پاره است و این مفهوم با ویژگی هاى آن هم خوانى دارد. این گل فشان در فاصله 29 كیلومترى شمال خاورى گمیشان و در 12 كیلومتری شمال غربی آق قلا وكیلومتر هفت جاده قلعه جیق با قطر خارجی 700 متر دارای یك فرو افتادگی در داخل به عمق تقریبی پنج تا 10 متر بوده و در مركز این چاله یك تپه مخروطی شكل كه در راس آن چاله ای قرار داشته، دهانه گل فشان متروكه ای را نشان می دهد.

گلفشان ها به جز خودشان جاذبه های گردشگری دیگر مانند تالاب ها، صحرا، بازارچه مرزی، سد وشمگیر و بسیاری مجموعه های دیگر استان را معرفی می كنند.

تالابهایگلستان گنجینهطبیعت

تالاب های آلاگل، آلماگل، آجی گل و گمیشان از مجموعه تالاب های بین المللی کشور در دشت ترکمن صحرا و در نزدیک مرز ایران و ترکمنستان از مناطق مهم دیدنی استان است که سالانه طبیعت گردان و گردشگران زیادی را به خود جذب می کند.

این تالابها زیستگاه مناسبی برای پرندگان آبزی و کنار آبزی مهاجر به شمار می روند و به دلیل این جاذبه های طبیعی در ایام مختلف پذیرای خیل بی شماری از مسافران و گردشگران است.

برای رسیدن به این تالابها، باید مسیر ۸۰ کیلومتری شهر گنبدکاووس تا بخش مرزی داشلی برون در شمال این شهرستان را طی کرد که در این مسیر می توان طبیعت بسیار زیبای شقایق ها و گندم زارها در فصل رویش و زندگی شتران در طبیعت کویری منطقه را مشاهده کرد.

این سه تالاب بین المللی که در شمال گرگان و گنبدکاووس قرار گرفته است با سه هزار و ۲۷ هکتار وسعت، محل زمستان گذرانی پرندگان آبزی و کنارآبزی که از شمال سیبری به این تالابها مهاجرت می کنند و نیز زیستگاه برخی پرندگان بومی به شمار می رود.

تالابآلاگل:تالاب آلاگل در 60 کیلومتری شمال گنبد کاووس و در شرق جاده آق‌قلا به اینچه‌برون واقع شده است. مساحت آن در زمان پرآبی به 2500 هکتار و عمق آن به 5/2 متر می‌رسد. آب این تالاب همانند تالاب‌های آجی‌گل و آلماگل از رودخانه مرزی اترک و زهکشی‌های طبیعی نهرهای شور به نام‌های سامان و شورجه تأمین می‌شود.

 

تالاب های گلستان

بعضی از نقاط پیرامونی تالاب با نی و جگن و درختچه‌های گز پوشیده شده و بستر آن را در اکثر نقاط، پوشش سبزی از جلبک به‌طور یکنواخت دربر گرفته است. هر ساله در فصل مهاجرت، هزاران پرنده به این تالاب و دیگر تالاب‌های استان آمده و انواع قو، فلامینگو، اردک، پرستوی دریایی، چنگر، غاز، سلیم، کاکائی، بالکان، آبچلیک و ... را می‌توان در آن‌جا مشاهده کرد.

تالابآجیگل:این تالاب در شمال شهرستان گنبد كاووس و در جنوب روستای تنگلی واقع شده است. مساحت آن حدود 360 هكتار می‌باشد. در ضلع غربی این تالاب دریاچه نمک به مساحت حدود 80 هكتار قرار گرفته است. عمق این تالاب از 1 تا 15 متر در نقاط مختلف متغیر است. آب این تالاب نیز از رود مرزی اترک تأمین می‌گردد.

تالابآلماگل:تالاب آلماگل كه كوچک‌تر از تالاب‌های آلاگل و آجی گل می‌باشد، در حدود 55 کیلومتری شمال شهرستان گنبد كاووس و در ضلع شمالی جاده گرگان به اینچه برون واقع شده است. مساحت آن بالغ بر 200 هكتار می‌باشد و عمق آن از 1 تا 3 متر در نقاط مختلف، متغیر است.

تالابگمیشان:در شمال غرب بخش گمیشان در شهرستان بندر ترکمن تالابی زیبا واقع شده است. ضلع جنوبی تالاب به رودخانه گرگان‌رود، ضلع شمالی آن به مرز ایران و ترکمنستان، ضلع غربی آن به دریای خزر و شرق آن به دشت گمیشان متصل است و حدود 7 کیلومتر نیز در خاک کشور ترکمنستان امتداد دارد.

بخش شمالی تالاب گمیشان به علت دارا بودن شرایط مطلوب به ‌عنوان منطقه حفاظت شده معرفی و در فهرست تالاب‌های بین‌المللی در کنوانسیون رامسر قرار گرفته است.

 

 

دریاچه عباس آباد بهشهر

دریاچه عباس آباد بهشهر - محمد گائینی

بهشهر یکی از شهرهای قدیمی مازندران است که در دوران صفویه بنا شده است. رونق و شکوفایی این شهر مربوط به زمان شاه عباس اول می باشد که در آن زمان کاخ های شش گانه را بنا نهاد...

 

 

 

 

 

کاخ صفوی عباس آباد - محمد گائینی

در جنوب شرقی بهشهر، شاه عباس صفوی آب بندی ایجاد کرده که سالیان سال است برای تامین آب شالیزارهای روستاهای اطراف ا استفاده می شود...

دریاچه عباس آباد بهشهر - محمد گائینی

این بند قدیمی، دریاچه ای را به وجود آورده است که محل تفریح و خوش گذرانی شاه عباس و شاه صفی بوده است و به همین دلیل بناهایی در اطراف آن ایجاد کرده است...

دریاچه عباس آباد - محمد گائینی

مسیر دسترسی به دریاچه عباس آباد بهشهر و کاخ صفوی: دریاچه عباس آباد در 13 کیلومتری جنوب شرقی شهر بهشهر در استان مازندران واقع شده است. مسیر دسترسی به دریاچه از بهشهر تا پای دریاچه کاملا آسفالته و البته کوهستانی و جنگلی و بسیار زیباست...

جنگل عباس آباد - محمد گائینی

وجه تسمیه دریاچه عباس آباد: سد عباس آباد، کاخ صفی آباد و کاخ همایون تپه در زمان شاه عباس دوم بنا شده است...

دریاچه عباس آباد - محمد گائینی

 

نام قدیم بهشهر، اشرف البلاد یا اشرف بوده و در برخی دوره ها خرگوران نیز عنوان شده است. شهر اشرف در زمان زندیه خراب شده و در دوره قاجار با بازگشت آقا محمدخان از شیراز به استارباد، آباد شده است...

کاخ صفوی عباس آباد - محمد گائینی

دریاچه عباس آباد در واقع یک دریاچه پشت سد است که ارتفاع دیواره بند 20 متر و پهنای آن 7 متر و درازای آن 50 متر است...

بند عباس آباد - محمد گائینی

بنایی استوانه ای در دیواره سد برای تنظیم آب خروجی دریاچه ساخته شده که نکته جالب اینجاست که همه این موارد تا به امروز سالم باقی مانده و قابل مشاهده است...

بند عباس آباد - محمد گائینی

در میانه ی دریاچه و داخل آب، بنای چهارطاقی از جنس آجر ساخته شده است که گفته می شود محل تفرج و تفریح بوده است و روایت است با پلی به کاخ اصلی در بیرون دریاچه ارتباط داشته است!

دریاچه عباس آباد بهشهر - محمد گائینی

دو برج فشارشکن در کنار دریاچه به چشم می خورد که تقریبا سالم هستند. ارتفاع هر کدام از این برج ها 14 متر است که البته اکنون، رطوبت روی آن باعث شده رو به تخریب رود. البته تعداد آن ها در گذشته سه برج بوده است...

دریاچه عباس آباد - محمد گائینی

مسیر انتقال آب از برج های فشارشکن به حمام و کاخ...

دریاچه عباس آباد - محمد گائینی

در فصل های مختلف سال که ارتفاع آب دریاچه متغیر می شود، نمای چهارطاقی در میان دریاچه متفاوت می شود...

دریاچه عباس آباد - محمد گائینی

نمای زمستانه! گیاهان روییده شده بر روی سقف بنای چهارطاقی در سمت چپ عکس دیده می شود.

در زمستان و بهار آب تا بالای ساختمان می آید و فقط سقف آن از آب بیرون است... در حالی که در فصل کم آبی آب به اندازه ای پایین می آید که قایق ها از درون ساختمان عبور می کنند...!

دریاچه عباس آباد - محمد گائینی

کاخ شاه عباسی، حمام و تاسیسات دیگری که از دوران صفویه و بازسازی های دوران ناصرالدین شاه به جای مانده است، درسال های اخیر با مرمتی که صورت گرفته است برای بازدید عموم آماده شده است...

کاخ عباس آباد - محمد گائینی

نمونه ای از کاشی کاری های کاخ و حمام عباس آباد...

کاخ عباس آباد - محمد گائینی

دریاچه عباس آباد به عنوان یک تفرجگاه شناخته شده بهشهر مورد توجه مردم این شهر و گردشگران است. از این رو امکانات مناسبی در اطراف دریاچه چه در روز و چه در شب فراهم است...

دریاچه عباس آباد بهشهر - محمد گائینی

تلاش کنیم این همه زیبایی را نگه داریم و به دیگران هم یادآوری کنیم... بهتر بود این دوستان در محل مشخص شده آتش را برپا می کردند نه بر روی گیاهان زنده!

دریاچه عباس آباد بهشهر - محمد گائینی

قایقرانی با قایق های پدالی، بوفه، انواع رستوران، سرویس های بهداشتی و پارکینگ از جمله امکانات مجموعه عباس آباد است...

دریاچه عباس آباد بهشهر - محمد گائینی

از دیگر دیدنی های بهشهر و اطراف آن می توان به جنگل های هزارجریب، خلیج گرگان و تالاب میانکاله، غار کمربند و غار هوتو، تپه باستانی گوهرتپه، آبشار اسپه او، آبشار سمبی و آبشار سنگ نو اشاره کرد.

دریاچه عباس آباد بهشهر - محمد گائینی

منبع:سايت ايران را بگرديم

 

خرس قهوه ای -چهاردانگه ساری







نام فارسی:خرس قهوه ای

نام انگللیسی:brown bear

نام علمی:ursus arctos

خانواده:خانواده ی خرس ها (ursidae)

جمعیت:نامعلوم

پراکنش:در اروپا ، آمریکا و آسیا پراکنده است.در ایران از شمال خراسان تا آذربایجان و لرستان ، خوزستان و فارس دیده می شود.

زیست گاه:خرس قهوه ای در مناطق جنگلی خزر ، ارسباران و زاگرس ، علف زارهای مرتفع کوهستانی و دره های پایین دست جنگل زندگی می کند.

اندازه:طول بدن این پستاندار 180 تا 250 سانتی متر ، طول دمش 6 تا 14 سانتی متر ، ارتفاع بدنش 90 تا 120 سانتی متر و وزنش 100 تا 385 کیلو گرم است و بزرگ ترین گوشت خوار ایران به شمار می رود.

ریخت شناسی:خرس قهوه ای جثه ای بزرگ ، گوش هایی کوچک و گرد ، دمی بسیار کوچک و نامشخص ، سری پهن ، پوزه ای کشیده و چشم هایی ریز و نزدیک به هم دارد.گردنش کوتاه و کلفت ، دست و پایش بلند و کلفت دارای 5 ناخن بلند ، بدنش پوشیده از موهای انبوه ، زبر و بلند و رنگ موهای بدنش بسیار متغیر و از زرد روشن تا قهوه ای تیره است.

رژیم غذایی:خرس قهوه ای همه چیز خوار است و اغلب از مواد گیاهی شامل میوه ، ریشه ، دانه و جوانه ی گیاهان تغذیه می کند.گاهی هم حشره ، مهره داران کوچک ، ماهی ، لاشه ی حیوانات ، دام های اهلی ، زباله و عسل می خورد.

زاد آوری:جفت گیری خرس های قهوه ای در اواسط تابستان صورت می گیرد و نوزادان در زمستان به دنیا می آیند.

وضعیت حفاظتی:این گونه در ایران جمعیت به نسبت مناسبی دارد؛ ولی در برخی نواحی جمعیت آن رو به کاهش است.

 

عكس از حسين خادمي

منبع:http://khademiaks.blogfa.com/


ساقلکسار،روستایی با معیارهای زیست‌محیطی

روستای ساقلکسار تاکنون چندبار روستای پاک و روستای نمونه ایران شناخته شده است. روستایی که تا همین چند‌سال پیش کمتر کسی از وجودش خبر داشت اما اکنون کمتر کسی است که آوازه‌اش را نشنیده باشد. روستایی که شهرتش را مدیون دو چیز است. اول سد خاکی‌ای که یک آبگیر زیبا را تشکیل داده؛ آبگیری که محصور جنگلی انبوه است و دوم مسئولان روستا،البته تک‌تک اهالی آن‌ که طرح‌های مناسب گردشگری را به اجرا درآوردند و در حفظ و حراست از منطقه منحصر به‌فردشان کوشا بودند. از این‌رو برآن شدیم تا برای تهیه گزارش سری به این روستای مشهور گیلان بزنیم.


طرحی در راه یونسکو
آن‌ها بعد از یک‌سال مطالعه در‌ سال ١٣٨٣ طرحی را به اجرا درآوردند که براساس آن یک سد خاکی بالای همین سد کنونی ساخته شد، البته به گفته آقای دهیار با مشارکت صددرصدی مردم انجام شد. هدفشان از اجرای این طرح کنترل آب سد خاکی بود تا میزان هدررفت آب به حداقل میزان برسد. با این طرح این سد در کل ‌سال آب دارد و زیبایی‌اش پابرجا می‌ماند. طرحی که آن ‌سال طرح برگزیده کشور شد و اکنون نیز مقامات روستا درصدد ترجمه اسناد این طرح هستند تا به یونسکو بفرستند. وی می‌افزاید: بعد از آن‌که ساقلکسار را به گردشگران معرفی کردیم نوبت حفاظت از محیط‌زیست این منطقه رسید. پس برآن شدیم که با ارایه طرحی از آسیب به محیط‌زیست بکاهیم. بزرگ‌ترین معضل مناطق گردشگری که گردشگران زیادی را به خود می‌بینند معضل زباله‌هاست. به همین دلیل آمدیم دم ورودی مامورانمان را گذاشتیم تا یک برگه تحویل زباله به همراه یک کیسه زباله به گردشگران بدهند تا هنگام بازگشت اگر زباله‌هایشان را جمع کرده باشند نصف پول ورودی را به آنها بازگردانند.


عدم‌صدور مجوز تغییر کاربری

مشکل دیگر مناطق نمونه گردشگری هجوم بی‌امان ثروتمندانی است که می‌خواهند زمین‌های در حال رشد منطقه را بخرند و ویلا بسازند. خوش‌نشین‌ها حتی به زمین‌های کشاورزی مانند شالیزارها نیز رحم نمی‌کنند و شالیزارها را تبدیل به محل سکونت تفریحی خود می‌کنند. مطئمنا ساقلکسار هم از این هجوم درامان نیست. تقی‌زاده در این‌باره می‌گوید: «ما نمی‌توانیم به مردم بگوییم که زمین‌هایشان را نفروشند اما بی‌شک مجوز تغییر کاربری هم صادر نمی‌کنیم. یعنی وقتی خریدار می‌خواهد زمینی را بخرد او را تفهیم می‌کنیم که زمین زراعی و شالیزار غیرقابل تغییر کاربری است و نمی‌تواند رویش ویلا بسازد. تا به حال هم در این راه موفق بودیم. به مردم خودمان هم می‌گوییم که زمین‌هایشان را طوری نفروشند که بعد خودشان به‌عنوان کارگر برای خریدارشان روی زمین‌های سابقشان کار کنند. به همین دلیل مردم این‌جا زمین‌هایشان را کمتر می‌فروشند و فقط در صورتی راضی به فروش می‌شوند که بخش کوچکی از زمین‌هایشان باشد و قسمتی از مشکل مالی‌شان را برطرف کند.»

 

تغییر زندگی مردم
ورود گردشگر به هر منطقه‌ای تغییرات مثبت فراوانی برجای می‌گذارد و چهره منطقه را دگرگون می‌کند. دهیار ساقلکسار از این تغییرات مثبت بر روستا می‌گوید: «ورود گردشگر یعنی ورود پول. هر گردشگری با خودش پول هم می‌آورد. وقتی هم پول بیاید خیلی از آسیب‌های اجتماعی از جامعه رخت می‌کند. به همین دلیل است که اکنون در ساقلکسار، بیش از ٤٠فارغ‌التحصیل وجود دارد و آمار تحصیلکرده‌ها نیز دارد بیشتر می‌شود، دیگر بیکار وجود ندارد، آلوده به موادمخدر وجود ندارد و سرقت هم در روستا وجود ندارد. به همین دلیل امنیت هم در روستا برای گردشگر وجود دارد. بسیاری از گردشگران وقتی به بعضی از نقاط بکر طبیعت می‌روند با خطر برخوردهای ناگوار و تلخ اراذل و اوباش مواجه هستند اما در ساقلکسار یک امنیت کامل برای گردشگران وجود دارد.»


دغدغه‌های محیط‌زیستی
وقتی گردشگر به هر منطقه‌ای وارد می‌شود تبعات زیست‌محیطی را هم با خود می‌آورد. از این‌رو مسئولان و مردم ساقلکسار بسیار حساس و سختگیر هستند. تقی‌زاده از وجود نیروهای انتظامات در سراسر جنگل‌های اطراف سد خاکی می‌گوید که مدام به مردم هشدار می‌دهند که آتششان را خاموش کنند یا زباله نریزند. طرح‌هایی هم برای حفظ هرچه بهتر محیط‌زیست دارند. مانند نصب کباب‌پزهای بزرگ در جای‌جای منطقه که دیگر گردشگران لازم نباشد روی زمین آتش درست کنند.

 

طرح‌های آینده
دهیار ساقلکسار و همکارانش از تلاش باز نایستاده‌اند و نگاه به آینده دارند. از این‌روست که مدام طرح‌های بهتری برای جذب بیشتر گردشگر دارند. یکی از آن طرح‌ها، احداث پیست دوچرخه‌سواری است. او همچنین از آزاد بودن ماهیگیری در این برکه می‌گوید: «ماهیگیری یکی از جاذبه‌های گردشگری است که گردشگران زیادی را به این منطقه می‌کشاند. از این‌رو ١٥‌هزار قطعه ماهی گرم آبی مانند کپور، آمور و فتوفاک در این برکه پرورش می‌دهیم که چند هفته دیگر صیدشان برای عموم مردم آزاد می‌شود. هیچ هزینه‌ای هم از آنها نمی‌گیریم. فقط می‌خواهیم به میهمانانمان خوش بگذرد.»


دهیار ساقلکسار خبر جالب دیگری هم برای ما دارد؛ احداث یک تصفیه‌خانه. مکانی که یک استان هنوز عاجز مانده از احداثش اما ساقلکسار در حال احداث تصفیه‌خانه‌ای است که اتفاقا نشانمان هم می‌دهد. ساقلکسار در آینده نزدیک صاحب تصفیه‌خانه می‌شود تا فاضلاب به رودخانه نریزد و زمین‌ها را آلوده نکند. حتی آقای دهیار امیدوار است که بتواند از پسامند فاضلاب و زباله بتواند برق تولید کند. او همچنین از تعمیر و زیباسازی جاده روستا می‌گوید و ده‌ها طرح و پروژه دیگر که حکایت از تلاش و عزم جدی مردم روستا برای ارتقای جایگاه زادبومشان دارد در آینده‌ای نزدیک.

* نیما صائب

یوزپلنگ ایرانی

از سال ۱۳۸۶ همه ساله نهم شهریورماه به عنوان “روز ملی حفاظت از یوزپلنگ ایرانی” گرامی داشته می شود.

در نهم شهریور سال ۱۳۷۳ یک یوزپلنگ ماده که به همراه سه توله اش برای خوردن آب به نزدیکی شهر بافق آمده بودند مورد حمله افراد بومی قرار گرفتند. یوز مادر زخمی شده و فرار کرد و دو توله زیر ضربات بیل و کلنگ کشته شدند.

 

 

 

 

 

 

 

………………تصویر: لاشه خواهران مارتیا که توسط اهالی حاشیه بافق کشته شدند / شهریور ۱۳۷۳

محیط بانان تنها قادر به نجات یک توله یوز ماده شدند، پیکر نیمه جان توله را از مرگ حتمی نجات دادند و نام او را ماریتا گذاشتند. مارتیا تا زمان مرگش در سال ۱۳۸۳ به تنهایی در پارک پردیسان تهران زندگی کرد.

………………………………………….……تصویر: مارتیا در پارک پردیسان تهران

یوزپلنگ به چه معناست؟

همانگونه که مشخص است، یوزپلنگ ترکیبی از دو کلمه یوز و پلنگ است. یوز در فارسی، بن مضارع یوزیدن است و فعل یوزیدن به معنای “جستن، جهیدن، جستجو و طلب کردن” می باشد. به عبارت دیگر یوز یعنی جوینده، طلب کننده و شکار کننده. از آنجا که از سگ های شکاری هم برای تعقیب و گرفتن شکار استفاده می شده، به آنها هم یوز گفته می شده است.

با توجه به تعاریف فوق، بدیهی است که یوزپلنگ به معنای پلنگی است که به دنبال شکار می گردد و به اصطلاح با یوزیدن آنرا می گیرد. شاید بتوان گفت که در گذشته برخی بر این باور بودند که یوزپلنگ نوعی پلنگ است و عنوان “پلنگ شکاری” نیز دلیل دیگری بر این مدعا است. البته برخی یوزپلنگ را نوعی یوز می دانستند که پدر یا مادر آن پلنگ باشد و به همین ترتیب، یوز شیر یعنی یوزی که یکی از والدینش شیر بوده است. بعلاوه، واژه دیگری بنام “هوبر” در گذشته وجود داشته که آنهم به معنای یوز و توله یوز بوده، ولی به نظر می رسد که این کلمه امروزه منسوخ شده است. با مراجعه به اشعار و متون قدیمی ایرانی، می توان دریافت که در گذشته این جانور با نام یوز شناخته می شده و کمتر به آن یوزپلنگ گفته می شده است.

تاریخچه یوزپلنگ آسیایی:

در گذشته، زیستگاه یوز پراکندگی وسیعی از ایران و عربستان تا هندوستان و ترکمنستان را شامل می شده است. در میان آثار باستانی، مهری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد در میانرودان یوزپلنگی را در کنار مربیش به تصویر میکشد. شاهان آشوری از یوزها برای شکار بهره میگرفتند. در سوریه و فلسطین، جنگجویان صلیبی از شکار آهو توسط یوز سخن به میان آورده اند و گزارش شده است که یکی از شاهان سده پانزدهم میلادی در ارمنستان گله هایی از یوزها به شمار حدود صد عدد از این جانوران داشت. حالا اما نسل یوز آسیایی جز در ایران در سایر کشورها منقرض شده است.

………………………خانواده یوزپلنگ آسیایی / پناهگاه حیات وحش میاندشت خراسان شمالی

تا پیش از جنگ جهانی دوم، جمعیت یوزپلنگ در ایران حدود ۴۰۰ عدد بود که تقریبا در تمام مناطق استپی و صحرایی نیمه شرقی کشور و بخش هایی از نواحی غربی کشور نزدیک مرز عراق دیده می شد اما ورود جیپ بعد از جنگ منجر به کشتار گسترده طمعه های مورد علاقه یوز به خصوص آهو و جبیر شد و در نتیجه جمعیت یوزپلنگ به شدت کاهش یافت.

در سال ۱۳۳۸ کانون شکار وقت ایران یوزپلنگ را حمایت شده اعلام نمود. با اعمال اقدامات حفاظتی، جمعیت طعمه در بسیاری از مناطق کشور روبه افزایش نهاد که این باعث افزایش جمعیت یوزپلنگ نیز شد. مشاهده یوزپلنگ در مناطق مختلف افزایش یافت که این احیا جمعیت نتیجه تاثیرات قوانین و مقررات حفاظتی بود که اعمال شد. در اواسط دهه ۱۳۵۰، جمعیت یوزپلنگ در ایران ۳۰۰-۲۰۰ عدد تخمین زده می شد. در آن زمان، قلمرو یوزپلنگ تقریبا تمام مناطق کویری نیمه شرقی کشور را در بر می گرفت که از جمعیت انسانی کمی برخوردار بود.

…………………………………. یوزپلنگ آسیایی / پناهگاه حیات وحش دره انجیر یزد

در اواخر دهه ۱۳۵۰ حفاظت از حیات وحش برای چند سال دچار اختلال شد. اکثر مناطق به وسیله دامداران اشغال و دشت های صاف و استپ ها جولانگاه ماشین ها و موتورسیکلت های قدرتمند صحرایی گردید که گونه های کویری مثل آهوی ایرانی، جبیر، گورخر و همچنین یوزپلنگ را تعقیب و شکار می کردند. منطقه حفاظت شده خوش ییلاق که زمانی مناسبترین زیستگاه یوزپلنگ در آسیا بود تقریبا از بین رفت.

یوزپلنگ از بسیاری از مناطق زیست خود ناپدید شد و محدوده پراکنش آن به بعضی مناطق دور دست که در آنجا طعمه کافی و امنیت نسبی وجود داشت محدود شد.

وضعیت فعلی یوزپلنگ در جهان:

با رشد روز افزون جمعیت انسان، زمین های بیشتری به کشاورزی اختصاص داده شد، دام های بیشتری مراتع را اشغال کردند و انسان برای تأمین منابع غذایی خود و یا تفریح، طعمه های مورد علاقه یوز را شکار نمود. خود یوزپلنگ نیز از تهدیدی که برخی از هم خانواده های آن مانند ببر و پلنگ را در معرض خطر قرار داده مصون نماند و تعدادی زیادی از آنها به خاطر پوست زیبایشان شکار شدند تا از پوست هر ۶ یوز یک پالتوی پوست زنانه دوخته شود. البته پوست یوز به هیچ وجه برای دوختن پالتو مناسب نیست و کیفیت چندانی ندارد.

………………………………..یوزپلنگ آسیایی / پارک ملی کویر سمنان / تیرماه ۱۳۹۳

مجموعه عوامل فوق باعث شد که جمعیت یوز در سرتاسر مناطق محل زیستش به شدت کاهش یافته و در برخی مناطق کاملا منقرض شود. امروزه بزرگترین جمعیت یوز در نامیبیا در جنوب آفریقا با حدود ۲۵۰۰ یوز و در کشورهای تانزانیا و کنیا در شرق آفریقا وجود دارد.

در آسیا و در هندوستان که چیتا نام خود را از این سرزمین گرفته است، جمعیت یوز در ابتدای قرن بیستم به شدت کاهش یافت و سرانجام در یک شب تابستانی در سال ۱۹۴۷، حاکم ایالت کوروای با چند گلوله سه یوزی را که در مقابل نوربالای اتومبیل او بی حرکت مانده بودند را از پا درآورد و به این ترتیب تیرخلاص بر پیکره یوز در سرزمین چیتاها زده شد و بالاخره انقراض چیتا رسما در سال ۱۹۵۲ در هندوستان اعلام شد.

……………………………….یوزپلنگ آسیایی / منطقه حفاظت شده دورنه خراسان رضوی

در ابتدای قرن حاضر تخمین زده شده که درحدود یکصد هزار یوزپلنگ در ۴۴ کشور آسیایی و آفریقایی پراکنده بوده است. ولی عوامل مختلف باعث کاهش جمعیت و انقراض آن در بیشتر زیستگاه هایش شد. در یک بررسی گسترده که توسط نُرمَن مایر در سال ۱۹۷۵ در جنوب صحرای بزرگ آفریقا صورت گرفت جمعیت این جانور حدود ۱۵,۰۰۰ عدد برآورد شد. در این بررسی جمعیت های ایران و شمال آفریقا شامل نبودند ولی بر اساس آمار اسکندر فیروز، ریاست وقت سازمان حفاظت محیط زیست حدود ۳۰۰-۲۰۰ یوز در آن زمان در ایران وجود داشته است. آخرین بررسی ها که در دهه نود میلادی توسط “صندوق حفاظت از یوزپلنگ” انجام شد حاکی از آن است که درحال حاضر حدود ۱۲۰۰۰ – ۹۰۰۰ یوزپلنگ به صورت وحشی در ۲۴ تا ۲۶ کشور آفریقایی و کمتر از ۱۰۰ یوز در ایران زیست می کنند.

رژیم غذایی یوزپلنگ:

برخلاف تصور بسیاری از مردم، یوز ایرانی معمولا از دام های اهلی مانند بز، گوسفند و شتر تغذیه نمی کند ولی متأسفانه این تصور در میان بسیاری از دامداران و شتردارانی که در زیستگاه های یوز زندگی می کنند، وجود دارد که این جانور یکی از دشمنان اصلی دام های آنهاست و در سال های اخیر چندین یوزپلنگ ایرانی بخاطر سوء تفاهم دامداران محلی از پا درآمده اند.

……..تصویر: میش وحشی شکار شده توسط یوزپلنگ مادر و سه توله اش در منطقه حفاظت شده توران

 

درحال حاضر قوچ و میش عمده ترین شکار یوزپلنگ را در ایران تشکیل می دهد و پس از آن آهو، جبیر و کل و بز در رده های بعدی قرار دارند. خرگوش نیز یکی دیگر از غذاهای یوز است ولی هرگز نمی تواند به تنهایی به عنوان یک غذای اصلی، بقای بلند مدت یوز را تضمین نماید. در مناطقی چون پناهگاه حیات وحش میاندشت و بهکده رضوی در نزدیکی پارک ملی گلستان مشاهده شده که یوزها از انواع جوندگان تغذیه نموده اند. همچنین تلاش آنها برای شکار کبک و تیهو نیز ثبت گردیده است. در پارک ملی کویر یوزی حین تعقیب یک شغال مشاهده شده است. در نای بندان، بقایای انجیر وحشی در سرگین یوزها بدست آمده است. در بهکده رضوی یوزها حتی از گراز نیز تغذیه نموده بودند. حشرات و خزندگان نیز در بررسی های سرگین یوزپلنگ ها مشاهده شده است.

روش شکار:

روش شکار یوزپلنگ با سایر اعضای خانواده گربه سانان تفاوت دارد. این جانور ابتدا از روی یک نقطه مرتفع مانند تپه موریانه ها، تخته سنگ ها، تنه خمیده درختان، دامنه کوه ها و تپه ها قلمرو خود را زیر نظر می گیرد تا شکار مورد نظرش را بیابد. وقتی گله ای از شکارش را پیدا کرد، آنرا به دقت بررسی کرده و سعی می کند طعمه ای را انتخاب کند که احتمال موفقیت در بدست آوردن آن بیش از سایر اعضای گله باشد.

…………………………………..یوزپلنگ آسیایی / پناهگاه حیات وحش نای بندان طبس

پس از انتخاب طعمه، آرام و با حوصله با استفاده از عوارض سطح زمین نظیر علف ها، بوته ها و تخته سنگ ها به شکار خود نزدیک می شود. یوزپلنگ سعی می کند همیشه جهتی را برای نزدیک شدن به طعمه خود انتخاب نماید که برخلاف جهت باد باشد تا طعمه با از طریق بو متوجه حضور او نشود.

پوست خالدار یوزپلنگ نیز به استتار او در میان علف ها و بوته ها کمک می کند و اجازه نمی دهد که شکار به راحتی متوجه حضور او شود. خط اشک سیاه رنگ یوز نیز وسیله کارامد دیگری است که با جذب اشعه های نورانی خورشید مانع از بازتاب آنها و جلب توجه شکار می گردد. اگر در حین ماهرخ رفتن، طعمه به چیزی مشکوک شود و به سمت او نگاه کند، آنقدر درجای خود ثابت می ماند تا طعمه دوباره به چریدن مشغول شود.

زمانی که یوز به فاصله مناسبی یعنی حدود ۲۰ الی ۱۰۰ متری رسید مثل تیری که از کمان رها شده باشد با یک انفجار سرعت فوق العاده به سوی طعمه خود می دود. دست ها و پاهای یوز با هماهنگی خاصی یکی پس از دیگری بر زمین فرود می آیند و دم قوی و بلند جانور در سر پیچ ها با کمک به حفظ تعادل مانع از زمین خوردن آن می شود. پنجه های آزاد جانور نیز باعث می گردد تا یوز سر نخورد.

…………………………………………یوزپلنگ آسیایی / پارک ملی سیاه کوه اردکان

وقتی یوز به طعمه اش رسید، با دست به زیر پاهایش می زند و با برهم زدن تعادل جانور آنرا به زمین می زند و بلافاصله با دندان های نیش خود گلوی طعمه خود را می گیرد و فشار می دهد. دندان ها و عضلات صورت و گردن یوز مانند پلنگ آنقدر قوی نیستند تا یوز بتواند به کمک آنها گردن شکارش را با یک حرکت شکسته و آنرا از پا درآورد. از این رو چندین دقیقه گردن شکارش را با دندان نگه می دارد تا جانور خفه شده و از پا درآید.

وقتی که شکار از پا درآمد، یوز مدت زمانی را به استراحت می گذراند تا قوای از دست رفته خود در جریان تعقیب و گریز را دوباره بازیابد. برای خوردن طعمه ابتدا پوست روی کفل و ران های جانور را با دندان بلند کرده و عضلات آن قسمت را می خورد. یوز ایرانی به ندرت پوست و موی شکار خود را می خورد و سعی می کند بیشتر عضلات را بخورد. زبان و جگر از قسمت هایی هستند که به شدت مورد علاقه یوزها بخصوص در ایران هستند. جگر یا کبد مهمترین ذخیره گاه مواد قندی نظیر گلیکوژن در بدن به شمار می رود و خوردن آن کمک زیادی به بازیافتن انرژی از دست رفته بدن یوز می نماید.

………………………………………….یوزپلنگ آسیایی / منطقه حفاظت شده کوه بافق

یوزپلنگ طعمه های تازه را همیشه ترجیح می دهد و ندرتا اتفاق می افتد که دوباره بر سر لاشه قدیمی برگردد و به اصطلاح مردارخواری کند اما گاهی دیده شده که در مناطقی که طعمه کافی در دسترس این جانور نبوده بازهم برای خوردن لاشه قدیمی بازگشته است. عوامل متعددی در موفقیت آمیز بودن شکار یوزپلنگ تأثیر دارند و به این دلیل نیمی از شکارهای یوزپلنگ موفقیت آمیز نیستند.

سرنوشت نامعلوم یک جفت یوزپلنگ نر و ماده به دلیل بی برنامگی و بی مسئولیتی

در حال حاضر  یک یوزپلنگ نر به نام کوشکی حدود ۷ سال (از سال ۱۳۸۶)  و یک یوزپلنگ ماده به نام دلبر حدود ۳ سال (از سال ۱۳۹۰) است که بصورت جداگانه در استان های خراسان شمالی و سمنان در اسارت نگهداری می شوند.

هنوز هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفته و همچنان دلبر (یوزپلنگ ماده) و کوشکی (یوزپلنگ نر) بصورت جداگانه و بدون هیچ برنامه ای در توران و میاندشت زندگی می کنند تا فرصتی استثنائی جهت تکثیر این گونه در معرض انقراض و حفظ ذخیره ژنتیکی یوزپلنگ آسیایی به آسانی از بین برود و هیچ کس برای اتلاف این سرمایه بزرگ و ارزشمند پاسخگو نباشد.

مسلما برای حفظ نسل یک گونه در معرض انقراض، حفظ زیستگاه های طبیعی و حفاظت از باقیمانده جمعیت آن گونه در طبیعت از اولویت و اهمیت بالاتری نسبت به تکثیر گونه در اسارت برخوردار است اما حفظ تعدادی یوزپلنگ آسیایی در اسارت نه تنها منافات و تداخلی با اجرای برنامه های حفاظتی یوز در عرصه های طبیعی ندارد، با وجود روند فزاینده تخریب زیستگاه های طبیعی، شکار طعمه ها، افزایش مرگ و میر، کاهش زاد و ولد و روند کاهش جمعیت یوزپلنگ در کشور و مهمتر از همه با توجه به وجود یک جفت یوزپلنگ نر و ماده که امکان رها سازی آنها در طبیعت وجود ندارد، هم اکنون تکثیر در اسارت این گونه ارزشمند امری بسیار ضروری و فرصتی استثنائی به شمار می رود.

وضعیت یوزپلنگ در طبیعت ایران

طی دو دهه گذشته، مطالعات مدون چندانی درباره یوز در ایران صورت نگرفته است. البته ذکر این نکته کاملا ضروری است که یوزپلنگ ها بین مناطق مختلف در رفت و آمد بوده و نمی توان جمعیت ثابتی برای هر استان یا منطقه در نظر گرفت.

برنامه پایش جمعیت یوزپلنگ آسیایی با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست، انجمن یوزپلنگ ایرانی و پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی پس از یکسال تلاش در اسفندماه ۱۳۹۱ به پایان رسید.

در جریان این برنامه ده زیستگاه اصلی یوزپلنگ در کشور با استفاده از دوربین های تله ای پایش شد و در این مدت بیش از ۲۰۰ تصویر از یوزپلنگ به ثبت رسیده است که با مقایسه خال های روی بدن که مشخصه ای منحصر بفرد در هر یوزپلنگ به شمار می رود مشخص شد که این ۲۰۰ تصویر تنها متعلق به ۲۰ یوز مختلف می باشد.

البته شناسایی این تعداد یوزپلنگ دلیل بر وجود تنها ۲۰ قلاده یوز در کشور نیست و با توجه به گستردگی زیستگاه های و محدودیت منابع و امکانات قطعا تعداد بیشتری یوزپلنگ وجود داشت که در جریان پایش شناسایی نشده بودند ضمن آنکه تمامی زیستگاه های یوز در کشور نیز در برنامه پروژه پایش قرار نداشت.

شواهد نشان از زادآوری پایین و رشد منفی جمعیت یوزپلنگ در کشور دارد و قطعا تعداد یوزهای ایران در حال حاضر بسیار کمتر از ۷۰ قلاده است.

……………………تصویربرداری از چهار یوزپلنگ بصورت همزمان در پارک ملی توران / شهریور ۱۳۹۳

کاهش امنیت زیستگاه های یکی از مهمترین عوامل کاهش زاد و ولد یوزپلنگ ها به شمار میرود. یوزپلنگ در صورت احساس کاهش امنیت در منطقه زندگی خود اقدام به زاد و ولد نخواهند کرد و یا توله های خود را رها کرده و آن منطقه را ترک می کنند. کاهش امنیت لزوما با تخریب زیستگاه همراه نیست و فعالیت های گوناگون از جمله تردد بیش از حد، اکتشافات و فعالیت های معادن و غیره می تواند امنیت این مناطق را تا حد زیادی کاهش دهد.

هم اکنون با مشخص شدن جمعیت بسیار کوچک و شکننده یوزپلنگ آسیایی، حفظ این گونه ارزشمند نیازمند عزم ملی و حمایت تمامی دستگاه های دولتی و غیر دولتی خواهد بود.

منبع:پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران

پارک ملی گلستان، یک روز در کنار محیط بانان

آسان: گزارش زير برگرفته از پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران است.

پارک ملی گلستان نخستین منطقه ای است که در ایران عنوان پارک ملی را به خود اختصاص داده است.

 

پارک ملی گلستان در ۱۹ مرداد ۱۳۳۶ به نام منطقه حفاظت شده آلمه وایشکی تحت حفاظت قرار گرفت، در بهمن ۱۳۴۰ به منطقه حفاظت شده آلمه و پس از پیروزی انقلاب به پارک ملی گلستان تغییر نام داد.

پارک ملی گلستان با وسعت ۹۱۸۹۵ هکتار در استان های گلستان و خراسان شمالی واقع شده است. قله آلو باغ با ۲۱۷۴ متر ارتفاع در بخش جنوبی و دیوار کجی با ۲۴۱۱ متر ارتفاع در مرکز پارک از مرتفع ترین نقاط پارک ملی گلستان محسوب میشوند.

از مهمترین رودخانه های پارک ملی گلستان می توان به مادرسو، دره شمالی، زاولی، جمشید آباد، قورتوری و زاو اشاره کرد. تالاب سولوکلی در شمال پارک از زیستگاه های اصلی ببر مازندران در گذشته بوده است.

چند روز قبل طی هماهنگی با اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان جهت بازدید و تهیه گزارش از پارک ملی گلستان راهی منطقه شده و یک شبانه روز مهمان محیط بانان پارک بودیم.

نیمه های شب به پارک رسیدیم، از سرمحیط بانی میرزابایلو وارد منطقه شدیم و از مسیر دشت میرزابایلو به سمت منطقه آلمه حرکت کردیم.

و شب را در پاسگاه سپری کردیم تا صبح زود به همراه محیط بانان به گشت برویم.

صبح اول وقت از خواب برخواستیم و پس از جمع کردن کوله ها آماده عزیمت به همراه محیط بانان شدیم.

یکی از محیط بان اسب سیاه رنگی را زین کرده و سپس عازم گشت و کنترل در منطقه زیبای آلمه شدیم.

در همان ابتدای مسیر به ردپا و مدفوع تازه یک خرس قهوه ای برخورد کردیم.

محیط بان اعتقاد داشت که خرس حدود نیم ساعت قبل از این نقطه عبور کرده اما هرچه دوربین کشیدیم موفق به دیدن خرس نشدیم.

به مسیر خود ادامه دادیم و در سر یک تپه گله ای میش وحشی و بره میش را مشاهده نمودیم. کمی ما را نظاره کردند و مشغول فرار شدند.

 

در ادامه مسیر دسته های متعدد قوچ و میش وحشی به راحتی قابل مشاهده بودند.

در ادامه مسیر یکی دیگر از محیط بانان زحمتکش پارک مشغول حمل تانکر آب با تراکتور و پر کردن آبشخورها بود.

خشکسالی به خصوص در سال جاری وحوش منطقه آلمه و میرزابایلو را با چالش جدی مواجه کرده و در صورتیکه محیط بانان به آبشخورها رسیدگی و آنها را پر نکنند حیات وحش این منطقه که غنی ترین بخش پارک به لحاظ تنوع و تعداد گونه های جانوری می باشد با مشکل جدی مواجه خواهند شد.

 

پس از چندین ساعت پیاده روی همراه محیطبانان عازم نقطه ای مرتفع در پارک شدیم. به بالای ارتفاع که رسیدیم اسب را به درختی بستند و در زیر سایه درخت اطراق کردیم.

 

از نقطه مرتفعی که نشسته بودیم بخش های زیادی از پارک قابل روئیت بود و محیط بانان با دوربین به نقاط مختلف منطقه مسلط بودند.

محیط بان یک چای آتشی برایمان فراهم کرد. نوشیدن آن چای پس از ساعت ها پیاده روی و بالا رفتن از ارتفاعات بسیار لذت بخش بود.

پس از ساعتی استراحت در زیر سایه درخت مجددا به مسیر خود ادامه دادیم و بازهم با گله های متعدد میش ها و بره ها مواجه شدیم که به راحتی قابل روئیت بودند و چندان ترسی هم از حضور ما نداشتند.

در ادامه مسیر توجه محیط بانان به درختی جلب شد که یک پلنگ با کشیدن پنجه های خود بر تنه درخت اقدام به علامتگذاری بر روی آن کرده بود.

یکی از محیط بانان می گفت که چند روز قبل حوالی غروب پلنگ جوانی را در همین نقطه مشاهده کرده است.

 

در نقطه ای دیگر از پارک با یک دسته بزرگ قوچ وحشی مواجه شدیم. تعداد قوچ ها در شمارش سرانگشتی بیش از یکصد راس بود.

با مشاهده ما از یک تپه کم ارتفاع بالا رفتند و کم کم در پشت تپه محو شدند. گله ای بزرگ با قوچ های بسیار باشکوه که تماشای حرکتشان غرور انگیز بود.

پارک ملی گلستان گنجینه‌ ای بی نظیر از تنوع زیستی را در خود جای داده است. در پارک ملی گلستان ‌یک هفتم گونه‌های گیاهی، ‌یک سوم کل پرندگان و نیمی از پستانداران کشور زندگی می کنند.

بر اساس آخرین مطالعات انجام شده در پارک ملی گلستان ۶۹ گونه پستاندار، ۱۵۰ گونه پرنده، ۳ گونه دوزیست و ۲۴ گونه از خزندگان شناسایی شده که در کنار چندین گونه آبزی و انواع حشرات زندگی می کنند.

همچنین تاکنون ۱۲۴۰ گونه گیاه آوندی متعلق به ۱۱۰ تیره و ۵۶۱ جنس در پارک ملی گلستان شناسایی شده که ۱۹ درصد گونه ها، ۴۵ درصد جنس ها و ۶۹ درصد تیره های گیاهی ایران را در خود جای داده است.

به مسیر خود ادامه دادیم و به بخش دیگری از پارک رسیدیم که سرسبزتر و مملو از میوه های جنگلی بود. این میوه ها منبع غذایی مناسبی برای خرس های قهوه ای به شمار می روند.

حوالی غروب آفتاب در نقطه ای نشسته و به استراحت پرداختیم و بازهم چای آتشی نوشیدیم.

هوا رو به تاریکی می رفت و پس از کمی استراحت به همراه محیط بانان عازم گشت شبانه شدیم.

با تاریک شدن هوا گشت شبانه آغاز شد. محیط بانان بیدار بودند و گشت می زند تا آرامش حیوانات در تاریکی شب حفظ شود.

بدون نور چراغ قوه و پروژکتور حتی یک قدمی جلوی پایمان را هم نمی دیدیم.

محیط بان در همان تاریکی ما را به سمت دره ای راهنمایی کرد که محل تردد یک پلنگ بود. محیط بان در انتهای دره لاشه یک قوچ وحشی را به ما نشان داد که توسط پلنگ شکار و به بالای یک درخت ارس منتقل شده بود.

محیط بان می گفت حدود ده روز قبل لاشه تازه بوده و هر روز مقداری از آن خورده میشد تا اینکه کاملا به اسکلت تبدیل شده بود.

تاریکی مطلق و احساس حضور پلنگ شاید در فاصله ای بسیار نزدیک کمی ترسناک بود اما ما به روی خودمان نیاوردیم!

گشت شبانه به پایان رسید و مسیر پاسگاه محیط بانی را در پیش گرفتیم.

در نزدیکی پاسگاه حیوان بزرگ و سیاه رنگی در نور پروژکتور ظاهر شد. یک گراز نسبتا بزرگ که مشغول خوردن یونجه هایی بود که برای اسب ها ریخته بودند.

گراز از حضور ما چندان ناراحت شد و به خوردن یونجه ها ادامه داد و سپس در تاریکی شب و دل پارک ناپدید شد.

محیط بانان برای اسب ها مقداری جو و یونجه ریختند و برای استراحت به داخل پاسگاه رفتیم.

خستگی عمیقی را در پاهایمان حس میکردیم اما فضای گرم و صمیمی درون پاسگاه محیط بانی و مرور وقایع و رخدادهای طول روز خستگی را از یادمان برد.

 

در مقابل درب پاسگاه متوجه روباه کنجکاوی شدیم که به گفته محیط بانان هر شب در اطراف پاسگاه حضور دارد.

روباه در فاصله ای بسیار نزدیک به ما ایستاد و پس از آن دائما در اطراف پاسگاه گشت می زد.

صبح روز بعد به قصد خروج از پارک پاسگاه محیط بانی آلمه را ترک کردیم.

هنگام حرکت درست در نزدیکی پاسگاه و با فاصله ای اندک تعدادی میش وحشی به همراه بره هایشان را مشاهده نمودیم که بدون استرس مشغول چرا بودند.

به سمت میرزابایلو حرکت کردیم و در تمام طول مسیر با دسته های بزرگ و کوچک قوچ و میش های وحشی مواجه شدیم.

 

جمعیت بسیار مناسب و آرامش حیات وحش پارک ملی گلستان گویای برقراری امنیت مناسب در داخل پارک بود که این را باید نتیجه زحمات شبانه روزی محیط بانان دانست.

پس از عبور از دره آلمه به دشت میزرابایلو رسیدیم و در داخل دشت با گله ای آهو برخورد نمودیم.

دشت میزرابایلو به دلیل خشکسالی از لحاظ پوشش گیاهی فقیر بود و آهوان دشت با مشکل کمبود علوفه مواجه بودند.

محیط بانان برای تغذیه آهوان ناچار به علوفه پراکنی دستی در دشت بودند اما سیر کردن شکم حدود ۴۰۰ آهو با توزیع دستی علوفه بسیار سخت و پر هزینه است.

به همین دلیل طی مدت اخیر تعدادی آهو با عبور از عرض جاده برای تغذیه به مزارع قسمت جنوبی در خارج از محدوده پارک رفته و برخی از آنان در برخورد با خودروهای عبوری و یا توسط شکارچیان غیرمجاز از بین رفته بودند.

دشت میرزا بایلو درست در حاشیه جاده آسیایی قرار دارد و هر روز خطر عبور آهوان از عرض جاده و احتمال برخورد آنها با خودروهای عبوری وجود دارد.

برای تامین آب مورد نیاز آهوها یک آبشخور بزرگ در دشت تعبیه شده بود که آب آن از قنات تامین می شد و ماهی های سیاه رنگ قنات نیز در درون آبشخور قابل روئیت بودند.

با عبور از سرمحیط بانی میرزابایلو وارد جاده آسیایی شدیم. جاده ای که قلب پارک و قلب دوستداران پارک ملی گلستان را شکافته است!

هنگام عبور از جاده و خروج از پارک به منطقه ای رسیدیم که چند روز قبل طعمه حریق شده و در جریان آن بیش از یکصد هکتار از اراضی پارک در آتش سوخت.

نکته ای که توجه ما را به خود جلب کرد نقطه ای در حاشیه جاده بود که  آتش سوزی بر اثر برپا کردن آتش توسط مسافران و گردشگران از آنجا آغاز و به بخش های دیگر سرایت کرده بود.

نقطه ای که نخستین بار آتش از آنجا آغاز شده بود درست در زیر تابلویی واقع شده بود که روی آن نوشته بود “لطفا از برافروختن آتش در جنگل خودداری کنید” !


آخرین اخبار